ورود به سیستم

۲۲ نوامبر ۲۰۱۱

خودکار رنگ پریده ام برگشت.

چند ماهی بود خودکارم رنگ نداشت و کاغذم سفید مانده بود. اما انگار دوباره حرفی برای گفتن دارد. پس بگذارم چند سطری بغضم را خط خطی کند.
آدم ها همیشه فکر می کنند بهترینند و بهترین ها نسیب آنها شده ولی این فقط یک حسه گذراست.
اعتراف می کنم طرز تفکرم متفاوت است. برای من بهترین ها محدود است. چون زنهای همفکر من محدودند.
همه مفهوم سازگاری را می دانند اما من نمی دانم . همه درست می گویند اما من اشتباه.... همه آینده نگرند و من گرفتار زمان حال ....همه فداکارند و من زورگو....همه مهربان و من نا مهربان....همه رام و من یک دنده..!
به من می گویند فمنیست!!

چون به راحتی از حقم نمیگذرم. و از تحقیر هم جنس خود بیزارم. 
زندگی برای امثال من سخت است چون سازگاری با من ،کار هر کسی نیست. به تفکراتم می بالمو انتظار ندارم همه همفکر من باشند. من منم، و خودم را باور دارم.
این را نوشتم تا دوباره به وبلاگم جانی تازه دهم. فریماه به دفتر درد و دل مجازیت خوش آمدی.. انگار خودکار رنگ پریده ام برگشته...!


فریماه

۱ آوریل ۲۰۱۱

زنانی که به جمهوری اسلامی آری گفتند




در این جستار می خواهم به مناسبت 12 فروردین اشاره ای به قوانین ضد زن در این حکومت داشته باشم.
اگر بخواهیم آماری از تعداد زنانی که به جمهوری اسلامی آری گفتند داشته باشیم به بالای 50 درصد می رسیم.
حال:
آیا همه زنانی که به جمهوری اسلامی آری گفتند به این قوانین هم آری گفتند؟
یا اینکه صرفا از حکومت نو پای جمهوری اسلامی بیشتر توقع داشتند و به مطالبات خود نرسیده اند؟

حجاب اجباری : حجاب اجباری از جمله مسائلی ست که مختص قوانینهای ضد زن جمهوری اسلامیست. با سر کار آمدن جمهوری اسلامی حجاب اجباری در دستور کار دولت آن وقت قرار گرفت . جالب اینجاست که زمان رای گیری 12 فروردین هیچ اشاره ای به این مسئله نشد و زنان به امید دست یافتن به حقوق تازه پا به میدان گذاشتند. ولی دریغ از براورده شدن پاره ای از حقوق
نه تنها حقوقی به دست نیاوردند بلکه قسمتی از حقوق خود را از دست دادند
.

قتل های ناموسی: سالانه چندین قتل ناموسی در کشور اتفاق می افتد و چند تا مورد با دادسراها گزارش داده می شود؟
در قوانین جرایم در دادگاههای ایران همه انگشت اتهامها به سمت زنان گرفته شده . حتی در موارد قتل های ناموسی اگر پدری قتل را مرتکب شود جرایمش به چه صورت است و اگر مادری قتل را مرتکب شود به چه صورت؟
البته فرزند کشی با قتل های ناموسی کمی متفاوت است. چرا که پدران از روی تعصب بیجا که همان ریشه فرهنگی و خصوصا مذهبی دارد مرتکب این قتل می شودند . ولی آیا قوانین ایران برای پیشگیری از این معضل قدمی برداشته؟


عدم اختیار زن در انتخاب شوهر :
ماده 1043 قانون مدنی جمهوری اسلامی: نکاح دختر باکره اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری اوست
رواج صیغه:
قانون مدنی در ماده 10 75 بیان می دارد که نکاح وقتی منقطع است یعنی برای مدت زمان معینی واقع شده باشد .در نکاح منقطع ذکر مدت از شرایط نکاح است بر خلاف ازدواج دائم می تواند بدون مهر باشد ولی نفقه ندارد.
با این شرایط دست هوسرانی مردان را باز گذاشتند تا بار دیگر شخصیت زن را تحقیر کنند.
و در این بین فعالان حقوق زنان هنوز دست از مبارزات خود برنداشتند.

اختیار کردن همسر دوم :در قوانین جمهوری اسلامی واژه ای به عنوان عدم تمکین زن از شوهر ذکر شده و عنوان شده که در این صورت مرد می تواند همسر دوم اختیار کند. و این عدم تمکین را چه کسی مشخص می کند؟ قاضی یا وجدان مرد؟
آیا اسلام به فکر عدم تمکین مرد از شوهر هم بوده و قوانینی برای آن مشخص کرده ؟
حال چه تمکینی در کار باشد چه نباشد در جامعه ما روز به روز به تعداد این افراد اضافه می شود . ازدواج دوم رواج یافته است.
یکی از مواردی که در لیست دلایل اختیار کردن همسر دوم عنوان شده اعتیاد زن است که مرد می تواند در این صورت همسر دوم اختیار کند حالا برعکس به قضایا بنگرید . اگر مردی اعتیاد داشته باشد زن در مدت چند سال می تواند به این دادگاه و آن دادگاه مراجعه کند تا شاید بتواند از او جدا شود؟

سرپرستی فرزند بعد از جدایی:فرزند در ایران ازان پدر است چون اوست که او را 9 ماه با خود حمل می کند . و اوست که شبها با گریه او بیدار می شود . زن در ایران فقط به عنوان یک ماشین بچه زا تلقی می شود که بچه ای را 9 ماه پرورش می دهد ولی در آخر ازان مرد است.چه بسیار مادرانی که از دوری فرزند خود عذاب می کشند.

دیه زنان:پرداخت دیه زنان و تفاوت آن با دیه مردان مسئله ای تکراریست 2 زن برابر یک مرد.
در نهج البلاغه آمده است که با زنان مشورت نکنید یا اینکه زنان نواقص العقلند. طبق این فرضیه کتاب است که جمهوری اسلامی که از یک بستر شیعی بر می خیزد طبق این دستورات قوانین ضد زن خود را پایه گذاری می کند
.

اینان اشاره ای کوتاه به بعضی از قوانین برجسته ضد زن در جمهوری اسلامی بود. از نبودن امنیت و کار در جامعه برای زنان که بگذریم این نکات می تواند شروع خوبی برای معرفی جمهوری اسلامی باشد.حالا چند نفر از مردمان آن زمان که رای دادند و فرزندانشان از این حکومت و نحوه برخورد او با مردم راضی هستند؟


فریماه

۲۵ ژانویهٔ ۲۰۱۱

یکی از مظاهر مبارزات تجدد خواهانه و میهن پرستانه زنان ایران


یکی از مظاهر مبارزات تجدد خواهانه و میهن پرستانه زنان ایران

برای نشان دادن فعالیت های پر ارزش و شخصیت ارجمند بانوانی که تقریبا در نیم قرن پیش در ایران ، بخاطر بیداری و اعتلای نهضت بانوان ،بذل همت داشتند ،سزاوار است من باب نمونه ، درباره روانشاد بانو زنددخت که از زنان تجدد خواه و شاعر بوده به اجمال مطالبی در اینجا آورده شود:
روانشاد بانو زند دخت از سال 1306 تا انتشار مجله ((دختران ایران)) در سال 1311،مقالات و اشعار خود را در مطبوعا ت آنزمان ،از جمله در روزنامه های حبل المتین (چاپ هندوستان) و روزنامه عصر آزادی (شیراز) و شفق سرخ (تهران) در زمینه تساوی حقوق زن و مرد و آزادی زنان و کشف حجاب و وطن پرستی منتشر می کرد.  فعالیت های اجتماعی این بانوی عالیقدر و ترقیخواه به نوعی بوده که انسان را بیاد برنامه های مبارزاتی میهنی گاندی در هندوستان می اندازد و از نظر تقدس و پاکی نیز ژاندارک دوشیزه ارلئان را بخاطر می آورد.
روانشاد بانو زند دخت ، در بدو فعالیتهای اجتماعی خود ، شروع به متشکل ساختن زنان روشنفکر آن زمان نمود و با تشکیل جمعیت زنان در شیراز یزرگترین گام را در جهت بیداری زنان و هدایت فعالیتهای آنان برداشت . برنامه های مبارزاتی وی عبارت بود از :
1-  ترویج شعار تساوی حقوق زن و مرد در بین قاطبه بانوان
2-  بمبارزه کشاندن هر چه بیشتر زنان برای کشف حجاب .
3- تشویق همه زنان و مردان وطنخواه به خودداری از پوشیدن پارچه های خارجی و استفاده از پارچه های ایرانی
4-  تشویق صنعتگران ایرانی و کارهای دستی
5-  مبارزه با خرافات .
6-  ترویج علم و فرهنگ و ورزش در میان بانوان
7-   کشاندن هر چه بیشتر ایشان به فعالیتهای اجتماعی و کوشش در راه اعتلای نهضت بانوان .
روانشاد بانو زند دخت از خرداد 1311 به بعد به چاپ و انتشار مجله دختران ایران ،ابتدا در شیراز و سپس در تهران اقدام ورزید.
این بانوی عالیقدر اولین و بلکه تنها زنی بود که در آن زمان با چادر ،در جشنی که در مدرسه متوسطه ((شعاعیه شیراز))برپا شده بود ،پشت تریبون قرار گرفت و اشعار مهیجی را که در موضوع وطنپرستی سروده بود ، قبل از اجرای پیسی که آن شب در محل مدرسه اجرا شد قرائت کرد.
روانشاد بانو زند دخت ،همواره در مدرسه و هر محفلی و مجلسی با عشق و علاقه خاصی در راه مقدسی که در پیش گرفته بود جانانه فعالیت می کرد.
وی در مدرسه به تدریس اشتغال داشت ،برای اولین بار در شیراز دختران را به ورزش دسته جمعی واداشت ولی متاسفانه این اقدام بهانه ای بدست بعض کهنه پرستان داد تا جائی که او را مورد تکفیر قرار دادند.
آنان با هماهنگ ساختن بسیاری از مردم عامی با خود ،علیه این زن ترقیخواه شوریدند و بطور دستجمعی به اداره معارف (فرهنگ فارس) رفتند و برکناری او را از کار تعلیم و تربیت خواستار شدند ولی شادروان زند دخت از پیکار مقدسی که در پیش گرفته بود باز نماند و از پای ننشست .
بانو زند دخت ، پس از یک عمر فعالیت های ارجمند در راه آزادی زنان در سال 1331 از جهان رخت بر بست. آنچه این بانو پس از خود به جا گذاشت ،بسیاری از مطالب ادبی به صورت نظم و نثر و اشعری اجتماعی بود. که همه در تهییج زنان در راه احقاق حقوقشان می باشد.
بخشی از اشعار این بانو
ای بانوان با خرد ، این زندگی نیست
این زندگی غیر از اصول بندگی نیست
دفع فساد و ظلم با افسد نشاید
کی جهل ، رفع جهل و نادانی نماید
ای توده ! دیگر اطلس دیبا نپوشید
اندر ترقی وطن ، از جان بکوشید
من آرزومندم ، فداکاری نمایم
این ناله ها را ، از ته دل می سرایم

 فریماه

۱۴ ژانویهٔ ۲۰۱۱

وقتی ما به انسان بودن گفتیم نه..!



جستجوی جواب این پرسش (وقتی ما به انسان بودن گفتیم نه ) را فقط نباید در پشت در زندانها و بازداشت گاه ها و دادگاه ها جستجو کرد.
هر انسانی در طول زندگی خود به نحوی این کلمه (نه) را در مقابل این سئوال حک کرده است.برای اینکه راحت به جواب برسید یک نمودار از انسان خوب ترسیم کنید. و به یاد بیاورید که چند بار خصوصیات داخل نمودار را زیر پا له کرده اید..
من روزی را که به مادرم پرخاش کردم به گزینه احترام به والدین در نمودارم نه گفتم. در این بین ، هم فرد می تواند به خود نه بگوید هم جامعه می تواند با مشخص کردن گزینه هایی راه را برای نه گفتن هموار سازد.
خطاب به مردسالاران : زورگویی و نعره کشی را هر کسی در بیابان می آموزد. آیا انسان بودن به آرامش داشتن و احترام گذاشتن به طرف مقابل نیست؟
گفتم مردسالار ، چون امروز صحنه ای را دیدم و متحیر ماندم.پسری مادرش را در ملا عام به خاطر بی توجهی، در عبور ازخیابان به باد کتک گرفت...آیا همین مادر رنجور،وقتی تو پاهایت توانایی راه رفتن نداشت سرزنشت کرد؟
زندگی خیلی کوتاه است .کوتاه تر از آنچه که ما تصور می کنیم. وقت طلاست : آی آدمها ، آن وقتی را که تو برای دیدن اعدام یک انسان صرف می کنی ، می توانی مفید تر بگذرانی.
سخن گفتن زیباست : آن کلام بیهوده را که برای جلب توجه اطرافیان در دهان می چرخانی اگر همان کلام را در برابر یک زورگویی و بی عدالتی بکار ببری باعث افتخار میشوی.
اعمال زیبا به یاد می مانند : اگر ترمز ماشینت را جلوی پای افراد رنجور و پیر ،بگیری ،خیلی با شخصیت تر از زمانیست که برعکسش اتفاق بیافتد.
به سخره گرفتن زشت است : به جای اینکه به عیب و نقص دیگران بخندید عیب های خود را جستجو کنید.
 کارهای روزمره خود را مروری کنید و منفی های درونتان را پاک کنید و به انسان بودن لبخند بزنید. واقعا کار ساده ایست.
امتحان کنید. 


فریماه

۶ ژانویهٔ ۲۰۱۱

زنان آزادی خواه ایران و 17 دی


 به مناسبت 17 دی ماه ،نگاهی به چگونگیه فعالیت زنان و کشف حجاب در آن زمان می اندازیم.

تشکیل کانون بانوان و کشف حجاب

جمعیت های آزادیخواه زنان در این اوقات در سراسر کشور بمنظور ایجاد تحولی در دوران حیات نوین خود فعالیت میکردند. از فعال ترین این جمعیت ها کانون بانوان بود.
این کانون را روانشاد صدیقه دولت آبادی برای نخستین بار تاسیس کرد، در اینوقت در راس تمام جمعیت های زنان آزادیخواه ، صدیقه دولت آبادی فعالیت میکرد ، مقارن این زمان ، زنان ایران برای کشف حجاب تقاضای آزادی می نمودند. زنان شهرهای رشت ، تهران ، تبریز ، و شیراز در انجام این مقصود پیش قدم بودند.
نهضت آزادیخواهی زنان برای رهائی از قید اسارت و محدودیت های خفقان آور همچنان با مقاومت شدید و شکننده مخالفان مواجه بود و کمتر کسی امیدی به پیروزی و تحقق آمال زنان ترقیخواه داشت.
سر انجام فعالیت های پیکر نهضت زنان ایران در راه آزادی از قید اسارت سیاه قرون ، به یک مرحله از پیروزی تاریخی خود رسید و رضا شاه پس از بازگشت از مسافرت ترکیه به ایران در 17 دی 1314 فرمان کشف حجاب از زنان را صادر کرد. و به مرحله اجرا گذارد و بدین ترتیب سد مانع شرکت زنان در فعالیتهای اجتماعی با مردان شکست و زنان توانستند در بسیاری از مشاغل و فعالیتهای عمومی با مردان همکاری کنند.
پس از کشف حجاب که مقدمه آزادی فعالیتهای اجتماعی زنان محسوب میشود، یک دوره جدید در تاریخ رستاخیز حیات زنان ایران گشوده شد. در این مرحله فعالیتهای حاد اجتماعی زنان که تا اندازه ای اقناع شده بود ، بحال عادی بازگشت و نتایج تازه دیگری با خود ببار نیاورد.
در آن زمان و سالهایی هم پس از آن ، هنوز زود بود که آرزوهای تازه زنان که موضوع داشتن حقوق مساوی با مردان باشد بر آورده شود. چه موانع بسیاری از قبیل عدم رشد اجتماعی زنان و نیز مردان و فقدان امکانات اقتصادی در سازمان سیاسی کشور و مساعد نبودن روح زمان ، از لحاظ شرایط ملی و بین المللی در راه پیشرفت این مقصود وجود داشت.
اما زنان ایران در کارهای اجتماعی تا حدود قابل ملاحظه ای پیش رفتند . درهای دانشگاه را بروی خود گشودند ،موسسات اجتماعی و اداری را به همکاری با خود واداشتند و در زمینه های دیگر نیز پیروزی هایی بدست آوردند . با اینحال هنوز راه دراز و نا همواری را تا رسیدن به مقصود نهایی در پیش داشتند.

 فریماه

۲۸ دسامبر ۲۰۱۰

صدای پاها ش اذیتم می کنه




تا به حال توجه کرده اید که زنان به محض شنیدن صدای پا به پشت سر خود نگاه می کنند؟
این نگاه کردن نکته هایی دارد که شاید هیچ مردی به آن توجه نکرده است .
حس امنیت : وقتی این حس در شما نباشد و یا اینکه در کودکی در این زمینه آسیب دیده باشید نا خود آگاه در مقابل هر جنبنده ای واکنش نشان می دهید.  انسانها در طول قرنها ,زندگی, نا امنی را تجربه کرده اند . ولی نا امنی در کوچه و خیابان  بیشتر مختص جنس خاص و محیط خاص است.
من نمی خواهم کسی را سرزنش کنم این فقط یک دردو دل است. چون ما غیر از تربیت در خانواده واژه ای به نام تربیت در اجتماع هم داریم که با منش عده ای خاص به افراد جامعه غالب میشود. نوع نگاه افراد جامعه به زن (چه در زیر چتر حجاب و چه در بیرون آن) چگونه است؟ مگر نه این است که روزی در تعصب و ناموس پرستی شهره  د و عالم بودید؟ اگر همان دید تعصب به خانواده خود را به همه زنان جامعه گسترش دهید چنین مشکلاتی پیش  نمی آید. تعصب و ناموس پرستی فقط با خون ریزی تمام نمیشود. مرد آن است که چشمان و دهانش هم بویی از تعصب برده باشد. مردانگی به آزار و اذیت و مزاحمت های کوچه خیابانی نیست.
مردانگی  به افکار و منش قوی است که در جامعه حاضر ایران با ذره بین هم به سختی می توان دید. . اگر نوع نگاه به زن در شخصیت مردان ایرانی دست کاری شود امیدی برای بهبودیه شرایط زنان ایران در این اجتماع سر در گم است. کاش نخست به جای جراحی اقتصادی فکری به حال جراحی فرهنگی در جامعه می کردند . البته اگر جراحیه فرهنگی هم مانند اقتصادیشان باشد از آن ور پشت بام سقوط می کنیم. بی خیاله جراحی......!
راستی
من هنوز صدای پا پشت سرم میشنوم
شما چی؟ 

فریماه

۵ دسامبر ۲۰۱۰

حجاب مشکل کنونی کشور ما نیست



این روزها موضوع داغ رسانه ها در ایران این است که به مسئله حجاب و عفاف خانمها می پردازند. و از آنجا که رسانه های جمعی نقش مهمی در انتقال باورها ایجاد می کنند متاسفانه رسانه جمعی در ایران چهره خود را با دیدگاههای یک طرفانه بین مردم خراب کرده است.
چندی پیش مجتهدان دینی یا بهتر بگویم عده ای از منفعت طلبان دینی که هیچ گاه قدمی را بدون هدف بر نمی دارند با عناوینی مانند ارتباط زنا با زلزله خواستند تشنج در اجتماع زنان بوجود آورند و بار دیگر زنان را تحقیر کنند.
همانطور که می دانید زنان . هم در جریان تبلیغات پیش از انتخابات هم در تظاهرات ضد دولتی بعد از انتخابات 22 خرداد 88 حضور پر رنگی در اعتراضات خیابانی داشتند . و این را اضافه کنم که زنان حق پایمال شده خود را در روزنه امیدی که موسوی و کروبی به آنها وعده داده بودند جستجو می کردند. و دیری نپایید که دستان خودخواه و مستکبری از آن سمت دیگر همین یک ذره امید زنان را شست و با خود برد.
در این 31 سال حکومت جمهوری اسلامی این اولین بار بود که زنان اینطور به صورت گسترده در اینگونه اجتماعات حضور می یافتند و فریاد بی عدالتی سر می دانند.
در 4 سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد طرح هایی مبنی بر جداسازی جنسیتی در دانشگاهها و اماکن عمومی و سرکوب زنان در غالب گشت های امر به معروف و نهی از منکر و نوع پوشش بانوان در محل کار اعمال شد.
این 4 سال به زنان ایران زمین بسیار سخت گذشت. چرا که در زمان رئیس جمهور خاتمی وعده هایی از آزادی های تقریبی به زنان داده شده بود. که با هجوم باورهای مذهبی رئیس جمهور سابق همه آنها به دست فراموشی سپرده شد.
حال برگردیم بر سر موضوع اصلی مان که همان حجاب است. خمینی قبل از انقلاب سال 57 گفت: در حکومت من حجاب اجباری نیست. ولی چرا اجباری شد جای پرسش های بسیار است.که بحث موشکافانه ای را می طلبد. اینکه چه کسی مردم را فریب داد یا اینکه بازیچه دست دلقکان تندرو دینی شد.
از لحاظ روانشناسی که بخواهیم این موضوع را بررسی کنیم . هیچ انسانی از لحاظ اعتقادات و باورها و علایق شخصی با دیگری کاملا تفاهم ندارد. و اگر بخواهیم همه افراد را مانند هم در یک اجتماع بپرورانیم نمی توانیم . چرا که قبل از آن اجتماع بزرگ یک اجتماع کوچک تر به نام خانواده وجود دارد. که انسانها در آن محیط تربیت میشوند. و هر کس به روشی پرورش پیدا می کند.
پس اینجا به یک بمب احتیاج داریم تا بتوانیم شخصیت آنها را منهدم و شخصیتی که باب میل خودمان است جایگزین کنیم. کاری که در این 31 سال حکومت فعلی ایران با جوانان می کند. واز آخرین آثار این کار. حذف پادشاهان از کتاب تاریخی ...است. که این بمب در حوزه های علمیه و مراکز بسیج به وفور دیده میشود.
هر انسانی نسبت به آن شخصیتی که دارد دوست می دارد آزاد زندگی کند. . و پوشش خود را آزادانه انتخاب کند. همانطور که تفاوت نژاد و رنگ پوست مانعی برای زندگیه انسانها در کنار هم بوجود نمی آود تفاوت پوشش هم نباید خلای در نوع زندگی افراد در کنار هم داشته باشد. حق انتخاب از جزئی ترین مسائل حقوق انسانی است که در بعضی از جوامع به خاطر معدود افرادی از دیگران گرفته میشود.
در جامعه ما با وجود مشکلاتی از قبیل گرانی (اقتصاد)..اشتغال (بیکاری جوانان)..رشد بزهکاری در جامعه و سطح فرهنگ پایین در روستاییان و مناطق کوچک..(فرهنگ پایین در زمینه بهداشت و اجتماع و بهداشت و سلامت فردی و معزل فرهنگ و  بکارگیریه خشونت و تبعیض جنسیتی علیه زنان در خانواده ها ) است.
آیا با وجود مشکلات بالا باز هم می  توان با سبک و سنگین کردن موی زنان در زیر روسری به سوی تجدد گام برداشت.؟
دولت با روی کار آوردن طرح حجاب و عفاف می خواهد بار دیگر زنان را سرکوب کندو جالب اینجاست که چندی پیش ایران نامزد عضویت در شورای حقوق زنان شد. طرح حجاب هیچ گونه تناسبی با شورای حقوق زنان ندارد.
و شروع این طرح از مهد کودک ها آغاز میشود. کودکان پاک و معصومی که به  تازگی چشم در دنیایی باز کرده اند که پر است از سیاستهای رنگ و وارنگ 
و نمی دانند که قرار است این بار توپ کدام زمین فوتبال تیم مردسالاران باشند. کودکانی که در خانواده خود پرورششان مبنی بر دیدگاههای روانشناسان بوده نه حوزه های دینی.
حال پرسش دیگر مطرح میشود که
آیا این کودکان که در جامعه کوچک خانواده و اجتماع بزرگ بیرون با 2 نوع روش تربیت پرورش می یابند در آینده دچار نقصان رفتاری نمی شوند؟
آیا اینان سازندگان اجتماع آینده ایران هستند؟
تق و لق تصمیمات کشوری ضربه های بزرگ فرهنگی را به وجود می آورند که ما آثار آن را در آینده خواهیم دید.
با این بیانیه های مبنی بر حجاب اجباری و توصیه های مذهبی و دینی که به مدارس و نهاد های اجتماعی و صدا سیما و فیلم سازان سینما می دهید و اجتماعاتی که بر این اساس برگزار می کنید نمی توانید به آن جامعه آرزومند خود برسید.چرا که این را باید باور کنید که بانوان ایران به بلوغ فکری کافی رسیده اند و به دنبال مطالبه حقوق اولیه خود هستند که حجاب از این دسته است.
حجاب مشکل کنونی کشور ما نیست منشا مشکلات کشور را در جایی دیگر بجویید.

فریماه