۲۳ مرداد ۱۳۸۹

تجاوز جنسی در جوامع مختلف و جامعه ما 2



در غرب فقط آمیزش جنسی تجاوز محسوب نمیشود بلکه هر گونه تماس جنسی را تجاوز می دانند. در جامعه ما حرکات مردان در خیابان مانند – متلک گفتن – لمس بدن زن – بسیار عادی شمرده میشود. و عکس العمل زنان فقط باعث جلب توجه سایر مردم میشود .قشر ضعیف چنین جامعه ای فقط زنان هستند. و تجاوز جنسی هم یکی از شاخه های تبعیض جنسیتی محسوب میشود . که با زور اعمال میشود. در زمان قاجار زنان ازهمه لحاظ خصوصا اقتصادی تحت سلطه مردان بودند و به همین خاطر آنها را ضعیف می شمردند. ولی آیا با تغییر اوضاع اجتماعی زنان باز هم می توان اینطور پنداشت که وابستگی زنان به مردان منجر به پدید آمدن این نوع نگرش شده است..!



نگاهی به تجاوز های اخیر در روزنامه های ایران (آنهایی که پنهان نمانده)


دختر 5 ساله ای در رستوران توسط 2 نفر مورد تجاوز قرار گرفت.


زنی هنگام برگشت از خانه توسط راننده تاکسی و 2 نفر دیگر مورد تجاوز قرار گرفت.


دختری توسط 2 پسر و 6 نفر دیگر مورد تجاوز قرار گرفت.


زنی توسط 2 موتور سوار به بهانه تمام شدن بنزین در جاده قم مقابل چشم همسرش مورد تجاوز قرار گرفت.


جمهوری اسلامی همیشه با سانسور هایش خواسته تجاوز جنسی را در جامعه کم رنگ جلوه دهد و آن را به حاشیه بکشد. و یا مختص زنانی بداند که خودشان ایراد داشته اند و خود خواهان این رابطه بوده اند. به همین خاطر در این اواخر طرحی را اجرا کردند به نام مبارزه با مزاحمین نوامیس مردم.


آیا مزاحمین نوامیس فقط سوار بر ماشین های آنچنانی با مدل بالا میشوند؟ یا اینکه مزاحمین موتور سوار و پراید سوار مظلوم جامعه تشخیص داده شده اند؟


طرح امنیت اجتماعی هم مبترزه با زنان بوده . اینان به جای ریشه یابی مشکل دوباره زنان را مورد خطاب قرار دادند. اگر زنان جامعه همه حجاب داشته باشند تعداد متجاوز گران کاهش می یابد؟


پس آنهایی که در کشورهای عربی یا همین روستا ها و شهرستانهای خودمان مورد تجاوز قرار می گیرند که هستند؟


جمهوری اسلامی همیشه تمام آمارهای تجاوز جنسی را نزولی اعلام میکند . این در حالی است که از طرفی اعلام می کند برای کاهش تجاوز به عنف رواج صیغه در سنین پایین اشکالی ندارد . تناقض در اخبار موجود در این زمینه ما را به این حقیقت می رساند که آمار رو به افزایش است .


در قانون مجازات اسلامی : تبصره دو ماده 225-1 تعریف زنای به عنف چنین آمده است . هر گاه کسی به قصد زنا زنی را بیهوش یا داروی خواب دهد تجاوز محسوب می شود. این در حالی است که اکثر تجاوزات از نظر حاکمان جمهوری اسلامی با میل زنان انجام می گیرد. از نظر آنها گام اول را زنان بر می دارند .


- تجاوز تنها جرمی است که قربانی نمیتواند آن را بیان کند. چون مورد سر زنش اطرافیان و بستگان خود قرار میگیرد . زنانی که مورد تجاوز قرار میگیرند از دو سوی پس زده میشوند . هم از سوی بستگان خود هم از سوی قوانین حکومتی


- در گذشته آمار خودکشی ها بین افراد قربانی زیاد بوده ولی در حال حاضر مشکلات روحی پس از این حادثه را تحمل می کنند ولی خاموش می مانند .


- هنوز در بسیاری از نقاط کشور ما از حربه تجاوز برای رسیدن به خواسته های خود استفاده می کنند. مانند دزدیدن دختر مورد علاقه خود و تجاوز به او برای راضی کردن خانواده دختر.


خشونت های جنسی علیه زنان جا به جای فرهنگ ما رخنه کرده است. وقتی در خیابان زنان با نگاهشان به تو می فهمانند که پوششت نا مناسب است آیا می توان از مردان انتظار دیگری داشت؟


این حرکت زنان شورش علیه خود و نسل بعد از خود است. در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه که معمولا کشورهای مذهبی هستند . مرد سالاری و فرزند پسر دوستی بسیار رواج دارد. و گاهی خانواده ها اجازه هر گونه دخالتی از سوی فرزندان پسر خود را در رفت و آمد دخترانشان می دهند. و این باعث نوعی سر خوردگی و کناره گیری دختران از جامعه و به وجود آمدن ترس از حقایق میشود.


از دیگر دلایلی که دختران قربانی را از گفتن حقایق وا میدارد . مقدس شمردن پرده بکارت است. وقتی دختری تنها علت زندگیش یا بهتر بگویم تنها دلیل آینده خود ( پرده بکارت ) را از دست یدهد. یعنی شخصیت و هویتش را از دست داده است. در فرهنگ بسته و سنتی کشورهای جهان سوم رابطه دوستی دختر و پسر مورد قبول نیست. و چه بسیارند دخترانی که توسط دوست پسران خود مورد تجاوز قرار می گیرند. ولی خانواده را جای امنی برای گفتن حقایق نمی دانند. و این باعث رواج ترمیم پرده بکارت و مشکلات روحی میشود که مبحث جداگانه ای را برای گفتگو می خواهد. پسرانی که به دوست دختر خود تجاوز می کنند چون افکارشان نسبت به چنین روابطی بسیار بسته است دست به این کار احمقانه می زنند. آنها چنین دختری که با نا محرم ارتباط برقرار کرده را خراب می دانند . ولی آیا مطمئنند که همسر آینده خود نیز یکی از قربانیان این حوادث نبوده؟


اکثر قربانیان تجاوز در زمان وقوع حادثه تسلیم میشوند چون اعمال خشونت از طرف مقابل یا تعدد متجاوز گران قربانی را وادار به تسلیم و سکوت می کند.


بعضی از این تعرضات با مرگ همراه است. خصوصا کودکان بی دفاعی که در این بین مظلومانه جان خود را از دست می دهند. آسیب هایی که بعد از تعرض جنسی بر خود قربانی وارد میشود .


آسیب های جسمانی . روانی . جنسی . و بیماریهای آمیزشی و بارداریست.


ضربه های روحی ناشی از تجاوز آنقدر شدید است که باعث افسردگی – بی اعتمادی – بد بینی – و احساس گناه میشود. در تعرض جنسی معمولا فرد متجاوز گر لذت می برد و قربانی به گونه ای شکنجه میشود. بیماری های آمیزشی در صورت استفاده نکردن از کاندوم بوجود می آید. که بیماری ایدز از جمله بیماری های شایع این عمل است.


اگر در پی چنین شکنجه ای بارداری صورت گیرد هم مادر هم فرزند هر دو ضربه های این تجاوز را سالیان سال به دوش می کشند.


در جامعه ما تجاوز هنوز به عنوان حادثه تلقی میشود. خود سانسوریه حکومت ایران باعث نا آگاهیه زنان از آمار بدست آمده از تجاوز جنسی میشود.


و این باعث افزایش تعرض جنسی علیه زنان میشود.


آمار جهانی نشان میدهد از هر 3 زن یک نفر در طول عمر خود مورد خشونت . کتک و تجاوز جنسی قرار می گیرد. وپرسش اینجاست آیا متجاوز گران همه مجازات میشوند؟


در جامعه ما تجاوز بسیار دیده میشود خصوصا به حقوق زنان که جا به جای ایران قابل رویت است.


آیا من به عنوان یک زن امنیت دارم؟


دختری که در خیابان نه از طرف قانون نه مردم در حال تردد نه پلیس نه ماشین های در حال رفت و آمد امنیت ندارد چطور می تواند با احساس آرامش قدم هایش را بردارد. ؟


منی که احساس امنیت کامل از محیط اطرافم را ندارم آیا می توانم در برابر تجاوز احتمالی عکس العملی نشان دهم؟


آیا جامعه این امنیت را برای من برقرار می کند که من بتوانم به راحتی فریاد بزنم....


یا اینکه باز هم مورد سوء استفاده از طرف همین افراد قرار می گیرم؟


من از دختران و زنانی و کودکانی که مورد تجاوز قرار می گیرند خواهش می کنم با عنوان کردن این موضوع به افراد مدافع حقوق زنان در راستای ارائه آمار حقیقی تجاوز جنسی کمک کنند.


در غرب هم زنان مانند شما ها فکر می کردند ولی قفل سکوت را شکستند و هم اکنونهمه با بیان حقایق می توانند از لحاظ روحی تحت درمان قرار گیرند. و از حوادث بعد از تعرض جنسی پیشگیری کنند.


به امید ایرانی آزاد و بدون تبعیض جنسیتی




فریماه

تجاوز جنسی در جوامع مختلف و جامعه ما 1



آمار تکان دهنده تعرض جنسی در جهان



سوء استفاده جنسی از کودکان در کنار کار اجباری و خشونت فیزیکی و تعرض به زنان و دختران از جمله مباحثی است که شنیدن آن برای هر انسانی تکان دهنده است. کشور آفریقای جنوبی نرخ بالای سوء استفاده جنسی از کودکان را دارد.


سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده است که سالانه هزار گزارش سوء استفاده جنسی به پلیس داده میشود. که یک پنجم آن کودکان زیر 18 سال هستند. و سالانه این آمار رو به افزایش است . دختری که در آفریقا به دنیا می آید احتمال اینکه مورد تجاوز قرار بگیرد بیشتر از این است که به مدرسه برود.سالانه یک میلیون زن و کودک مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند. آمار افزایش تجاوز جنسی مختص آفریقای جنوبی نیست بلکه همه قاره آفریقا را شامل میشود.


صفحه حوادث روزنامه های آفریقا :


سال گذشته نوزاد 9 ماهه توسط 6 نفر مورد تجاوز قرار گرفت.


نوزاد 14 ماهه توسط 2 نفر مورد تجاوز قرار گرفت.


دختر 4 ساله توسط پدرش مورد تعرض جنسی قرار گرفت.


به گفته آفریقاییان یکی از دلایل اصلی تجاوز به کودکان در کشورهای آفریقایی این است که باعث جلوگیری از شیوع ایدز در آنها میشود. آنچنان که رشد این معضل اجتماعی در این کشور ها رو به افزایش است.


در زمان جام جهانی فوتبال جهان 2010 زنان آفریقایی برای جلوگیری از این معضل یک نوع کاندوم قلاب دار داخل واژن خود می گذاشتند تا زمانی که مورد تجاوز قرار می گیرند آلت مردان به دام بیافتد.


این پدیده شامل کشورهای فقیر نمی باشد آمریکا هم آمار تکان دهنده ای در این زمینه دارد.


تجاوز در کشورهای عرب زبان



افزایش آمار تجاوز در کشور مصر نشان دهنده این است که بحران تجاوز جنسی همچنان در این کشور مسلمان نشین رشد یافته است.در صورتی که بسیاری از زنان عرب برای حفظ آبرو حاضر به اعلام تجاوز به خود نمیشوند. چندی پیش زنی در تلوزیون رسمی مصر با جرات اعلام کرد که توسط 2 پلیس مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است. این زن با این عمل خود از زنان دیگر خواست لب به سخن بگشایند. از طرفی جامعه شناسان دلایل افزایش تجاوز جنسی در مصر را بحران مالی خانواده ها و نا توانی جوانان مصر به ازدواج می دانند. در کشور عربستان که نه تنها زنانی که مورد تجاوز قرارگرفته اند مورد حمایت دولت قرار نمی گیرند. بلکه آنها را مجرم شناخته و برای ایشان مجازات تعیین می کنند. به عنوان مثال:


دختری در عربستان توسط 7 نفر مورد تجاوز قرار گرفت و در آخر دادگاه او را به جرم ارتباط با پسری که در گذشته در زندگیه او بوده به 70 ضربه شلاق و 6 ماه حبس محکوم کرد.


پشتیبانی قانون کشورها از تجاوز کننده ها باعث شده که زنان مهر سکوت به لب زده و حرفی نزنند.


تجاوز چیست؟


در معنای کلی به معنی هر گونه تعرض به فردی را تجاوز می گویند. در فرهنگ لغت فارسی هیچ کلمه ای که در معادل تجاوز جنسی باشد نیامده است. تنها کلمه ای که آمده گائیدن است که به معنای جماع کردن آمده است. در فرهنگ کنونی کلمه تجاوز فقط برای کسانی بکار برده میشود که خارج از چهارچوب شرعب رابطه جنسی داشته باشند. ولی در زمانی که در چهارچوب شرعی باشد احتیاج به توافق طرفین ندارد. و معنیه خاصی ندارد. فرهنگ مرد سالارانه ای مانند فرهنگ ما بسیار طبیعی است که واژه ای معادل این کلمه نداشته باشند. چون از نظر اینان لذت جنسی از آن مرد است و زن ابزاری بیش نیست و تجاوز هم معنی ندارد.


علل تجاوز:


تجاوز از جمله معضلاتی است که فقط قربانیان آن زنان نیستند. کودکان پسر یا دختر هم مورد تهدید قرار می گیرند. ولی در این بین زنان مورد آزار بیشتری قرار می گیرند.


زنان هیچ وقت در امان نیستند . به خصوص در کشورهای فقیر و در حال توسعه که نگاه مردان به زنان تحقیر آمیز و همراه با شهوت است. زنان هر لحظه نگران اینند که مورد تجاوز قرار گیرند.


قربانیان تجاوز چندین دسته هستند.


کودکان ....1- کودکانی که در بستر مریض اجتماع مجبور به کار شده اند .(کودکان خیابانی)


2- کودکانی که در خانواده های ناسالم زندگی می کنند.


3- کودکانی که از لحاظ ذهنی معلولیت دارند.


زنان.....1- دخترانی که با اعتماد به جنس مخالف به هوای ایجاد رابطه ای محکم در آینده قدم جلو می گذارند. ولی با بی اعتمادی مواجه میشوند.


2- دخترانی که مجبور به کار در کارخانجات و شرکت ها میشوند.


3- دخترانی که بی اختیار در خیابانها مورد تجاوز قرار می گیرند.


4- روسپی یانی که نا خود آگاه در دام متجاوز گران می افتند. و غیره ....


افراد پیر و پسران نا بالغ هم از این امر مستثنی نیستند.


تجاوز هایی که توسط نزدیک ترین بستگان ( پدر – برادر – شوهر – دایی – عمو و...) صورت می پذیرد. به دلیل ترس و حفظ آبرو پنهان می ماند و علنی نمیشود. جامعه سنت مآب ما نمی تواند به موضوع تجاوز جنسی به راحتی بپردازد. در جامعه مرد سالارانه ما مقصر اکثر این تجاوزات زنان اعلام میشود. و دلایلی که در این مورد بکار می برند عبارتند از..


رعایت نکردن حجاب و آرایش – پوشیدن لباس نا مناسب – حرکات بد و جلف و.. که با عنوان این موارد سر پوشی به این عمل نا مطلوب می گذارند. تجاوز در کشورهای مختلف معنی های متفاوتی دارد. در کشورهای پیشرفته هر عملی که خلاف خواسته زن باشد تجاوز محسوب میشود .


آیا قوانین ایران برای کسانی که مورد خشونت جنسی از طرف شوهر خود قرار می گیرند فکری کرده؟

فریماه

ادامه دارد....

۱۲ مرداد ۱۳۸۹

روسپی های سرزمین من!





روسپیان سرزمین من ، شادمان و خنده به لب ، در هر کجا به تن فروشی مشغولند . و حال آن که خدا هیچ زنی را جز برای ابراز شرافت و پاکدامنی خلق نکرده است .




روسپیان سرزمین من ، شادمان و خنده به لب ، در هر کجا به تن فروشی مشغولند . و حال آن که خدا هیچ زنی را جز برای ابراز شرافت و پاکدامنی خلق نکرده است . هم من ، و هم همه ی شما نیک می دانیم که درپس خنده ها و قهقهه های روسپیان ، گریستنی است به پهنه ی اقیانوسی که از غرقاب اشک آنان جاری است . چرا ؟ چون خدا نه در مرد ، که خود را در زن ، به تجلی درآورده است . زن ، گوهر یک دانه ی آفرینش است . همان گوهری که جمال خدا را در زیباییش ، ومهراورا درمادری اش ، و جاذبه ی او را درمعشوقگی اش جای داده است .




روسپیان سرزمین من ، و همه ی روسپیان جهان ، همان یک دانه های خدای خوبند که با پای نهادن برگوهر وجودی خویش ، ناگزیر ، به تن فروشی روی می برند . یک روسپی ، پیش از هر مراوده ی جنسی ، ابتدا خود را به دست خود می کشد تا بتواند بر شراره های سرزنش آن خویشتن خفته فائق آید .






از این پس، هرگاه به روسپیان سرزمین من نگریستید ، تلاش کنید از شماتت ، و از هرزگی نگاهتان بکاهید . چرا که آنان ، بانوان ، و دخترکان پاکدامن دیروز مایند . کسانی که افسوس هماره ی یک زندگی شرافتمندانه را با خود حمل می کنند . کور باشیم اگر که لخته های جگر خونین آنان را درپس خنده هایشان فهم نکنیم .




می خواهم فریاد بکشم : روسپیان سرزمین من ، گرچه آبروباختگان وادی شرافتند ، اینان اما ، با همه ی جرم وخطایی که هرروزه مرتکب می شوند ، بر روسپی پنهان کاری چون من شرافت دارند . چرا نفهمم که روسپیان سرزمینم ، باهربار تن فروشی، از من انتقام می گیرند . از منی که به آنان وعده های سرفرازی دادم ، و سرانجام وعده های من ، جزدرشعار وفریب رخ ننمود .






ای همه ی روسپیان سرزمین من ، ازهمه جا ، یک به یک ، پیش آیید و به صورت من تف کنید . به صورت من سیلی بزنید . مرا در زیر پای خود لگد مال کنید . از من هیچ مگذارید . تفاله ی مرا در چاله ای اندازید و همه ی آیه ها و حدیث های غیرتمندی را با من دفن کنید . مرگ یکباره برای من ، شیرین تر از تماشای مرگ هماره و مکرر شمایان است .




نفرین به من که از نردبان فریب شما بالا رفتم . خود را به بام بهره مندی رساندم و شما را در وادی درماندگی و سرگردانی وانهادم .




ای روسپیان سرزمین من ، جرم شما اگر تن فروشی است ، مرا جرم ، افزون تر از شماست . من ، قرار بود با شما از جاذبه ها و زیبایی های انسانی بگویم ، و این جذبه ها و زیبایی ها را به جان جامعه در اندازم . من قرار بود لبخند خدا را در انصاف و عدل ، درفرهنگ ، در اجتماع ، نشان شما بدهم . قرار بود دست شما را بگیرم و باهم به سراغ درستی ها برویم . قرار بود میان من و شما جز صداقت و فهم ورشد چیزی نباشد . قرار بود من برای شما بمیرم . غم شما را بخورم . قرار بود من شما را پیش از خود در کنار سفره ی برخورداری بنشانم .






ای روسپیان شهر من ، من اما با شما دغل کردم . به شما دروغ گفتم . و خیلی زود ، چهره ی مخوفی از خدا و دین خدا پرداختم . عدل و انصاف را به پستوهای رفاقت راندم . با شما بداخلاقی کردم . کام شما را برآشفتم . پیش از شما ، بساط کسب و کار خود آراستم و به منافع شخصی خویش بها دادم . هرچه شما فریاد برآوردید که در تنگنای فقر ، و درتنگنای داد و دانش و مهرید ، من ، بی نگاه به شما ، سربه اندرون مناسبات کاسبی خویش فرو بردم .



نفرین به من که رواج یک زندگی ساده را نیز از شما دریغ داشتم ، و شما را چاره ای جز تن فروشی نگذاردم . بی آنکه خود بدان مایل باشید . که خدا این تمایل را از ابتدا در شما فرو کشته بود . شما در هربار تن فروشی ، مرا ، آه چه می گویم ، حتی خدا را زیر پا می نهید . که زبانم لال ، اگر پاکدامنی نیز جای شما بود ، و در چنبره ی گرفتاری های شما دست و پا می زد ، تن به تن فروشی می سپرد . پس یک به یک پیش آیید و به صورت من تف کنید . این من بودم که شما را به وادی نفرت درانداختم . این من بودم که روشنایی روز را ، طلوع را ، رویش را ، و زندگی را برشما تباه ساختم .




شما برتن من ، لباسی از لباس پیامبر دیدید و به من اعتماد کردید ، اما شما کجا از زبان من ، عطوفت ومهرو گذشت و صبوری و غمخواری رسول خدا را چشیدید ؟ من برای شما ، شب و روز ، سخن از علی و فاطمه وخوبان خدا گفتم ، اما خود ، برخلاف سیره ی خوبان خدا راه گزیدم و برخلاف سیره ی آنان نیز با شما رفتار کردم .






مگر علی اجازه می داد گرسنگی ، تن فروشی یک دختر را ، و تن فروشی یک زن را تجویز کند ؟ مگر علی اجازه می داد دختران و زنان سرزمینش را برای تن فروشی به دوردست های کامجویی ببرند ؟ علی اگر امروز بود ، از اندوه تن فروشان سرزمین خویش جان می باخت . پس چگونه است که علی گویان و علی دوستان سرزمین من ، از این ننگ بزرگ ، جامه برتن نمی درند ؟

راستی سهم یک روسپی از نفت ، از جنگل ، از دریا ، از زمین ، و از آسمان سرزمین خویش کجاست که او را چاره ای جز از تن فروشی نیست؟





ای همه ی روسپیان سرزمین من ، من از شما تقاضای بخشایش ندارم ، که از گناه من درگذرید ، برعکس ، بیایید و مرا در زیر آوار سرزنش های خویش دفن کنید . چاره ی من مرگ است . همان عقوبتی که شما با هر بار تن فروشی ، بدان دست می برید . چرا باران مرگ برمن نبارد ؟ که ریسمان تن فروشی شما ، در دستان من تاب می خورد .



روسپی شما نیستید ، روسپی منم . منی که کشورم را ، و آوازه های نیکبختی سرزمینم را ، با هرزه گویی های پخمه گون ، به چالشی جهانی در انداخته ام و همگان سرزمینم را به تحقیر و هول و هراسی عنقریب فرو رانده ام . روسپی شما نیستید . روسپی منم که اگر جوان و خام و هیچ نفهمم ، از قله ی غرور حامیان خویش پایین نمی آیم ، و اگر پیر و فرتوت و از نفس افتاده و پوک مغزم ، دست و دل از منصب های کلیدی کشورم برنمی دارم .




روسپی منم که بی سوادم ، و نسبت به مسئولیتی که پذیرفته ام خالی الذهنم ، اما با شهامتی به بزرگی جهل ، برصندلی همان مسئولیت می نشینم و سخن از عدالت و انصاف و قانون و قضا می رانم .



دخترکان سرزمین من، ای که شما را برای کامجویی به دوردست ها می برند وبه زیر دست و پای عرب ها و سایرین می اندازند تا آنان ، به اسم تحقیر ایرانیان واسلام و انقلاب ایرانیان ، وحشیانه با شما در آمیزند ، شما روسپی نیستید ، روسپی منم که نماینده ی مجلسم اما هرروزه ، در راس امور بودن مجلس را ، استقلال مجلس را ، قوانین مجلس را ، و سوگند نمایندگی ام را زیر پا می نهم تا از لاشه ی چیزی به اسم ” نمایندگی مردم ” ارتزاق کنم .




ای زنان خیابانی سرزمین من که گوهرشرافت خود را درناگزیر این روزهای قهقرا ، به تاراج این و آن می دهید ، شما روسپی نیستید ، روسپی منم که شعور بسیجی و پاسدار بودن را به دریوزگی قمه و غارت در انداخته ام . یک روز قرار بود منی که بسیجی ام ، از غصه ی شما دق کنم . منی که پاسدارم ، از حریم پاکدامنی شما پاسداری کنم . چگونه است که من به آن کودنی متعمدانه ای روی برده ام که فساد را ، تنها و تنها در حضور خیابانی شما می بینم ، اما همین فساد را درروسپی گری فلان وزیر و فلان معاون دزد و حامیان دریده ی آنان نمی بینم . همان وزیر و معاونی که آوازه ی پلیدی ها و رانت خواری ها و روسپی گری هایشان کمترین لرزه بر چارستون دستگاه قضایی ما نمی اندازد .





ای دخترکان و زنان روسپی سرزمین من ، یک به یک پیش آیید و به صورت من تف کنید ومرا از هیمنه ای که برای خویش افراخته ام به زیر بکشید . تا زمانی که شما هرروزه از سر ناچاری تن به تن فروشی می سپرید ، سخن از استقلال گفتن وسخن از انرژی هسته ای و مبارزه با آمریکا راندن ، یک شلتاق وارونه است . یک حماقت جاری است . و یا بهتر بگویم : آذین بستین استفراغ ناشی ازخورش فریب مردمان است .




آهای ، این من ، روسپی ام . که با نگاه به هرزگی هرروزه ی شما ، و در تحلیل عقاب وثواب ، کوه گناه را برشانه های شما بار می کنم . این من ، روسپی ام . که رنج هرروزه ی شما را می بینم اما از پله های منبر مساجد بالا نمی روم تا در لباس پیامبر ، عمامه از سر بگیرم و برزمین بکوبم و حنجره ام را وعده گاه تقاص و حق شمایان کنم و فریاد برآورم : آهای ای همه ی مسئولان ، این روسپیان ، ناموس و آبروی مایند . این روسپیان ، بانوان سرزمین مایند . اینان را کفتار ناگزیری ، به تن فروشی هر روزه می برد . ننگ و نفرین برمن که به جای ترس از خدا ، همه ی آموزه های سرفرازی خود را ازترس حاکمان به خاک انداخته ام وازتماشای این همه ظلم آشکار ، جامه برتن نمی درم و هیچ برنمی شورم .

دخترکان روسپی سرزمین من ، می دانم که شما را جز از آوارگی هر روزه چاره ای نیست .اما من که روسپی زیرکم ، با ظاهری پرازفریب ، و دکمه های بسته از بیخ ، حکایت روسپی گری خویش را به اختفا می برم . هر دوی ما روسپی ایم . هم شما ، هم من . شما سرمایه های شرافت خویش به حراج می نهید ، و من ، به اسم خدا ، سرمایه های شرافت تاریخ سرزمین خویش به تاراج می برم . پس روسپی حرفه ای منم ، نه شما . شما گوهر یک دانه ی آفرینش اید . همان گوهری که جمال خدا را در زیباییش ، و مهر او را در مادری اش ، و جاذبه ی او را در معشوقگی اش جای داده است .



تفاوت من با شما در این است که شما ، هرروزه ، از سر ناگزیری پای بر این گوهر یکدانه ی خویش می نهید ، و من ، که روسپی قهار این روزهای سرزمین خویشم ، پای برخود خدا می نهم و به اسم خدا ، حاجت های روسپی گری خویش مطالبه می کنم .

اگرمن روسپی نبودم ، از رواج این همه اعتیاد و ورشکستگی گسترده در سرزمینم ، سربه اندرون خاک فرو می بردم و هرگز سخن ازمبارزه و خدا و پیغمبر نمی گفتم .من روسپی ام . که اگر نبودم ، تاریخ را ، به تماشای مضحکه ی اطوار کودنی خویش فرا نمی خواندم .





ای همه ی روسپیان سرزمین من ، ای دخترکان ، و ای زنان ناگزیر ، بگذارید در پیشگاه شما به زانو درافتم و صورت به خاک نهم تا شما پای بر صورت من گذارید و روبه خدا ضجه برآورید که ای خدا : اگر هستی ، که هستی ، بدان و آگاه باش که این دریوزه ی صورت به خاک نهاده ، لباسی از قرآن به تن کرد و مارا فریفت . خود به نوا رسید و ما را به قهقرای تحقیر و بی نوایی درانداخت .



ای خدا ، اگر هستی ، که هستی ، بیا و تقاص ما را از این فریبکار هزار چهره بستان . با دستان پروردگاری ات ، چنگ به ریش تزویر او بزن وبه صورتش تف کن و به او بگو : چرا بندگان مرا از روال بدیهی رشدشان باز داشتی و از من خدا در انتشار دین خدا جلو زدی و به اسم من ، بندگان مرا از من گریزان ساختی و آغوش خداوندگاری مرا معطل گذاردی ؟










منبع: وبسایت شخصی نوری زاد