۳ آذر ۱۳۸۹

روز جهانی خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان اصطلاحی تخصصی است که برای توصیف کلی کارهای خشونت‌آمیز علیه زنان به کار می‌رود.  این شکل از خشونت بر علیه گروه خاصی از مردم اِعمال می‌شود و جنسیت قربانی پایه اصلی خشونت است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد خشونت علیه زنان را «هرگونه عمل خشونت آمیز بر پایه جنسیت که بتواند منجر به آسیب فیزیکی (بدنی) ، جنسی یا روانی زنان بشود» تعریف کرده است که شامل «تهدید به این کارها، اِعمال اجبار، یا سلب مستبدانهٔ آزادی (چه در اجتماع و چه در زندگی شخصی)» می‌شود. اعلامیه رفع خشونت علیه زنان در سال ۱۹۹۳ بیان می‌کند که این خشونت ممکن است توسط افرادی از همان جنس، اعضای خانواده، و حکومت اعمال شود.


خشونت خانگی هم از جمله موارد اصلی در خشونت هایی است که علیه زنان صورت می گیرد.
خشونت خانگی به معنی تجاوز فیزیکی یک عضو خانواده علیه عضو یا اعضای دیگر همان خانواده است. بر اساس مطالعات جامعه‌شناسی،هدف اصلی خشونت خانگی کودکان خردسال هستند.دومین نوع خشونت معمول در خانواده،خشونت شوهران علیه زنان است.خشونت درون خانواده بازتاب الگوهای کلی‌تر رفتار خشن است. بسیاری از مردانی که زنان و کودکانشان را از نظر فیزیکی مورد تعرض قرار می‌دهند،در زمینه‌های دیگر سابقه خشونت دارند. شکل‌هایی از خشونت خانگی مانند تنبیه بدنی ،تجاوز و حتی شامل مسائل روانی و عاطفی(خشونت های کلامی در این دسته جا دارند) هم باشد. خشونت خانگی در بعضی موارد مرگ آور است که از سوی مردان خانواده نسبت به زنان و دختران آن خانواده اعمال میشود.
 مواردی که باعث ایجاد خشونت در خانواده میشود. می تواند این موارد باشد.
1- مسائل مالی
2- اعتیاد به مواد مخدر
3- افراد معتاد به مشروبات الکلی
4- محیطی که آن فرد در آن رشد کرده است. باید دید آیا محل رشد وی خانواده ای سست بنیان بوده یا نه
5- تعصبات بیش از حد، که ریشه در فرهنگ و مذهب دارد.
این 5 مورد می تواند در بروز خشونت در خانواده تاثیر داشته باشد. اگر ما صفحه حوادث  روزنامه ها را مرور کنیم متوجه میشویم که بیشتر قتل ها یا آزارهایی که در خانواده ها صورت می پذیرد زنان در این بین از این خشونت ها آسیب بیشتری را می بینند.

همانطور که می دانیم خشونت علیه زنان در خیلی از کشورها اعمال میشود. ولی تفاوت آنها با کشور ما در این است که زنان در ایران بعد از اینکه مورد خشونت قرار می گیرند بدون پشتوانه هستند و قانون هیچ حمایتی از آنها نمی کند.متاسفانه در جامعه ما زنان هیچ وقت در این موارد نه تنها حمایت نشده اند بلکه  سرکوب هم شده اند. 


چرا 25 نوامبر را روزجهانی خشونت علیه زنان می نامند؟ 


خواهران میرابال چهار خواهر در جمهوری دومینیکن (کشوری است در بخش شرقی جزیره هیسپانیولا در دریای کارائیب. پایتخت آن سانتو دومینگو است)..
بودند که سه نفر از آنها در زمان مبارزه با دیکتاتوری رافائل تروخیو توسط عوامل او به قتل رسیدند.
پاتریا مرسدس میرابال (۲۷ فوریه ۱۹۲۴– ۲۵ نوامبر ۱۹۶۰)، ماریا آرژانتینا مینِرْوا میرابال (۱۲ مارس ۱۹۲۶ – ۲۵ نوامبر ۱۹۶۰) و آنتونیا ماریا تِرِسا میرابال (۱۵ اکتبر ۱۹۳۵ – ۲۵ نوامبر ۱۹۶۰) توسط حکومت تروخیو ترور شدند و آدلا (دِدِه) میرابال در روزی که خواهرانش به قتل رسیدند کشته نشد.
۲۵ نوامبر، روز کشته شدن آنها، از سال ۱۹۹۱ به عنوان روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان نامگذاری شده است.

خانه خواهران میرابال اکنون به موزه تبدیل شده است. بر اساس زندگی آنها رمان در زمانهٔ پروانه‌ها توسط خولیا آلوارز، کتاب «مینروا میرابال» توسط ویلیام گالوان، کتاب «لاس میرابال» توسط رامون آلبرتو فرراس و شعر «آمین پروانه‌ها» توسط پدرو میر نوشته شده است فیلم در زمانهٔ پروانه‌ها نیز بر اساس رمان همنامش به کارگردانی ماریانو باروسو و فیلم Trópico de Sangre به کارگردانی خوآن دلانسر بر اساس زندگی خواهران میرابال ساخته شده است.


 به امید روزی که همه بدانند که انسانیت مهمتر از انسان بودن است.

فریماه

۲۰ آبان ۱۳۸۹

نگاهی به هویت و استقلال فکری در دختران ایرانی


در این جستار می خواهم کمی پیرامون دگرگونیه هویت و عدم استقلال فکری شخصیتی دختران ایرانی صحبت کنم.
دگرگونی هویت در دختران ایرانی
 متاسفانه اکثر زنان و دختران ایرانی به دلیل تفاوت فرهنگ و نگرش خانواده و اجتماع به آنها دارای سر درگمی در هویت خود شده اند. هنگامی که دختری در دوران کودکی در خانواده و مدرسه با دو نوع تربیت مختلف روبرو میشود دچار یک نوع دوبینی در درک هویت خودمیشود. و اینجاست که با اغتشاش هویت روبرو می شود.در این حالت است که یا از جنس خود فرار می کند و می خواهد با پوشش و طرز رفتار خود چیز دیگری را نشان دهد یا اینکه حالت تهاجمی می گیرد و برای دفاع از نگرش خود پا فشاری می کند. که این مسئله منجر به نوعی ناسازگاری در خانواده و جامعه میشود. به عنوان مثال : کودکی که در خانواده خود مادرش را بدون روسری می بیند و مهمانی می رود و موسیقی گوش می دهد و می رقصد. ناگهان در مدرسه با شنیدن حرفهای معلم دینی تلنگری می خورد و با خود می گوید اگر رقص بد است اگر بد حجابی گناه است و جهنم در انتظار ماست چرا مادرم به من چیزی نگفته و خود او روسری به سر نمی کند. ؟ اینجاست که کودک در حال رشد سر دوراهی قرار می گیرد . که آیا راه مادر و خانواده صحیح است یا راهی که معلم می گوید؟
این اشاره کوچکی به انعکاس 2 نوع فرهنگ و تفکر متفاوت در تربیت کودکان (خصوصا دختر) بود که در این مطلب گنجانده شد .تناقضات بسیاری در تربیت کودکان از جانب  خانواده و اجتماع وجود دارد. امید است که روانشناسان تربیتی و اجتماعی بتوانند راهکارهایی را برای جلوگیری از این سبک خودخواهانه تربیتی که نه تنها ثمره مثبتی ندارد بلکه باعث آسیب های شخصیتی در دختران ما میشود را اعمال کنند.
 نگاهی به عدم استقلال فکری و شخصیتی دختران ایرانی
یکی از عوامل موثر در بوجود آمدن عدم استقلال فکری و شخصیتی در دختران ،سخت گیری و خشونت خانواده نسبت به آنهاست.
سنین نوجوانی آغاز شکل گیری استقلال فکری و شخصیتی درآنهاست.که باید به کمک خانواده و مدرسه به این استقلال دست یابند.به عنوان مثال :اگر نوجوانی تصمیم به عملی بگیرد باید توسط خانواده تشویق و پشتیبانی شود. و اگر تصمیمش نادرست بود با آرامش و منطق به دور از خشونت و سرکوب ،نکات منفی را تصحیح و به او گوشزد کنند. اگر تصمیمات نوجوان با خشونت و سخت گیری مواجه شود. در این صورت ممکن است دچار سرخوردگی و شوک ناگهانی شده و باعث آسیب شدید در پرورش حس استقلال او میشود. از کوچکترین تصمیم گرفته (انتخاب دوست) تا بزرگترین تصمیم (انتخاب همسر) نباید با فشار یک جانبه خانواده تحت کنترل در آید. چون همانگونه که می دانیم اگر دختران به بلوغ شخصیتی نرسند  یعنی با سرکوب تصمیمات آنها باعث شده ایم که فرزندانمان برای از سرگیریه یک رابطه کوچک هم وابستگی و اتکا به تصمیمات خانواده خود داشته باشند. و ما شاهد این مسئله در بیشتر خانواده ها خصوصا سنتی هستیم.
حالا نکته اینجاست که:
وقتی دختری استقلال فکری شخصیتی نداشته باشد به دنبال آن در هیچ زمینه ای نمی تواند استقلال داشته باشد. از پیامد های عدم استقلال فکری
1- عدم استقلال مالی و اقتصادی
2-نداشتن اعتماد به نفس کافی برای دفاع از حقوق خود
3- عدم دستیابی به مقام در سطوح بالاتر چه در خانواده و چه در جامعه
زنان ایران باید اول از هر چیز به بلوغ فکری برسند تا بتوانند مشکلات خود را ارزیابی و به دنبال گرفتن حقوق از دست رفته شان باشند. درست است که قوانین جامعه بر خلاف میل زنان است ولی اول باید از خودمان شروع کنیم . قدم اول قدم های بعدی را با خود می آورد.
به امید آن روز

 فریماه