۷ دی ۱۳۸۹

صدای پاها ش اذیتم می کنه




تا به حال توجه کرده اید که زنان به محض شنیدن صدای پا به پشت سر خود نگاه می کنند؟
این نگاه کردن نکته هایی دارد که شاید هیچ مردی به آن توجه نکرده است .
حس امنیت : وقتی این حس در شما نباشد و یا اینکه در کودکی در این زمینه آسیب دیده باشید نا خود آگاه در مقابل هر جنبنده ای واکنش نشان می دهید.  انسانها در طول قرنها ,زندگی, نا امنی را تجربه کرده اند . ولی نا امنی در کوچه و خیابان  بیشتر مختص جنس خاص و محیط خاص است.
من نمی خواهم کسی را سرزنش کنم این فقط یک دردو دل است. چون ما غیر از تربیت در خانواده واژه ای به نام تربیت در اجتماع هم داریم که با منش عده ای خاص به افراد جامعه غالب میشود. نوع نگاه افراد جامعه به زن (چه در زیر چتر حجاب و چه در بیرون آن) چگونه است؟ مگر نه این است که روزی در تعصب و ناموس پرستی شهره  د و عالم بودید؟ اگر همان دید تعصب به خانواده خود را به همه زنان جامعه گسترش دهید چنین مشکلاتی پیش  نمی آید. تعصب و ناموس پرستی فقط با خون ریزی تمام نمیشود. مرد آن است که چشمان و دهانش هم بویی از تعصب برده باشد. مردانگی به آزار و اذیت و مزاحمت های کوچه خیابانی نیست.
مردانگی  به افکار و منش قوی است که در جامعه حاضر ایران با ذره بین هم به سختی می توان دید. . اگر نوع نگاه به زن در شخصیت مردان ایرانی دست کاری شود امیدی برای بهبودیه شرایط زنان ایران در این اجتماع سر در گم است. کاش نخست به جای جراحی اقتصادی فکری به حال جراحی فرهنگی در جامعه می کردند . البته اگر جراحیه فرهنگی هم مانند اقتصادیشان باشد از آن ور پشت بام سقوط می کنیم. بی خیاله جراحی......!
راستی
من هنوز صدای پا پشت سرم میشنوم
شما چی؟ 

فریماه

۱۴ آذر ۱۳۸۹

حجاب مشکل کنونی کشور ما نیست



این روزها موضوع داغ رسانه ها در ایران این است که به مسئله حجاب و عفاف خانمها می پردازند. و از آنجا که رسانه های جمعی نقش مهمی در انتقال باورها ایجاد می کنند متاسفانه رسانه جمعی در ایران چهره خود را با دیدگاههای یک طرفانه بین مردم خراب کرده است.
چندی پیش مجتهدان دینی یا بهتر بگویم عده ای از منفعت طلبان دینی که هیچ گاه قدمی را بدون هدف بر نمی دارند با عناوینی مانند ارتباط زنا با زلزله خواستند تشنج در اجتماع زنان بوجود آورند و بار دیگر زنان را تحقیر کنند.
همانطور که می دانید زنان . هم در جریان تبلیغات پیش از انتخابات هم در تظاهرات ضد دولتی بعد از انتخابات 22 خرداد 88 حضور پر رنگی در اعتراضات خیابانی داشتند . و این را اضافه کنم که زنان حق پایمال شده خود را در روزنه امیدی که موسوی و کروبی به آنها وعده داده بودند جستجو می کردند. و دیری نپایید که دستان خودخواه و مستکبری از آن سمت دیگر همین یک ذره امید زنان را شست و با خود برد.
در این 31 سال حکومت جمهوری اسلامی این اولین بار بود که زنان اینطور به صورت گسترده در اینگونه اجتماعات حضور می یافتند و فریاد بی عدالتی سر می دانند.
در 4 سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد طرح هایی مبنی بر جداسازی جنسیتی در دانشگاهها و اماکن عمومی و سرکوب زنان در غالب گشت های امر به معروف و نهی از منکر و نوع پوشش بانوان در محل کار اعمال شد.
این 4 سال به زنان ایران زمین بسیار سخت گذشت. چرا که در زمان رئیس جمهور خاتمی وعده هایی از آزادی های تقریبی به زنان داده شده بود. که با هجوم باورهای مذهبی رئیس جمهور سابق همه آنها به دست فراموشی سپرده شد.
حال برگردیم بر سر موضوع اصلی مان که همان حجاب است. خمینی قبل از انقلاب سال 57 گفت: در حکومت من حجاب اجباری نیست. ولی چرا اجباری شد جای پرسش های بسیار است.که بحث موشکافانه ای را می طلبد. اینکه چه کسی مردم را فریب داد یا اینکه بازیچه دست دلقکان تندرو دینی شد.
از لحاظ روانشناسی که بخواهیم این موضوع را بررسی کنیم . هیچ انسانی از لحاظ اعتقادات و باورها و علایق شخصی با دیگری کاملا تفاهم ندارد. و اگر بخواهیم همه افراد را مانند هم در یک اجتماع بپرورانیم نمی توانیم . چرا که قبل از آن اجتماع بزرگ یک اجتماع کوچک تر به نام خانواده وجود دارد. که انسانها در آن محیط تربیت میشوند. و هر کس به روشی پرورش پیدا می کند.
پس اینجا به یک بمب احتیاج داریم تا بتوانیم شخصیت آنها را منهدم و شخصیتی که باب میل خودمان است جایگزین کنیم. کاری که در این 31 سال حکومت فعلی ایران با جوانان می کند. واز آخرین آثار این کار. حذف پادشاهان از کتاب تاریخی ...است. که این بمب در حوزه های علمیه و مراکز بسیج به وفور دیده میشود.
هر انسانی نسبت به آن شخصیتی که دارد دوست می دارد آزاد زندگی کند. . و پوشش خود را آزادانه انتخاب کند. همانطور که تفاوت نژاد و رنگ پوست مانعی برای زندگیه انسانها در کنار هم بوجود نمی آود تفاوت پوشش هم نباید خلای در نوع زندگی افراد در کنار هم داشته باشد. حق انتخاب از جزئی ترین مسائل حقوق انسانی است که در بعضی از جوامع به خاطر معدود افرادی از دیگران گرفته میشود.
در جامعه ما با وجود مشکلاتی از قبیل گرانی (اقتصاد)..اشتغال (بیکاری جوانان)..رشد بزهکاری در جامعه و سطح فرهنگ پایین در روستاییان و مناطق کوچک..(فرهنگ پایین در زمینه بهداشت و اجتماع و بهداشت و سلامت فردی و معزل فرهنگ و  بکارگیریه خشونت و تبعیض جنسیتی علیه زنان در خانواده ها ) است.
آیا با وجود مشکلات بالا باز هم می  توان با سبک و سنگین کردن موی زنان در زیر روسری به سوی تجدد گام برداشت.؟
دولت با روی کار آوردن طرح حجاب و عفاف می خواهد بار دیگر زنان را سرکوب کندو جالب اینجاست که چندی پیش ایران نامزد عضویت در شورای حقوق زنان شد. طرح حجاب هیچ گونه تناسبی با شورای حقوق زنان ندارد.
و شروع این طرح از مهد کودک ها آغاز میشود. کودکان پاک و معصومی که به  تازگی چشم در دنیایی باز کرده اند که پر است از سیاستهای رنگ و وارنگ 
و نمی دانند که قرار است این بار توپ کدام زمین فوتبال تیم مردسالاران باشند. کودکانی که در خانواده خود پرورششان مبنی بر دیدگاههای روانشناسان بوده نه حوزه های دینی.
حال پرسش دیگر مطرح میشود که
آیا این کودکان که در جامعه کوچک خانواده و اجتماع بزرگ بیرون با 2 نوع روش تربیت پرورش می یابند در آینده دچار نقصان رفتاری نمی شوند؟
آیا اینان سازندگان اجتماع آینده ایران هستند؟
تق و لق تصمیمات کشوری ضربه های بزرگ فرهنگی را به وجود می آورند که ما آثار آن را در آینده خواهیم دید.
با این بیانیه های مبنی بر حجاب اجباری و توصیه های مذهبی و دینی که به مدارس و نهاد های اجتماعی و صدا سیما و فیلم سازان سینما می دهید و اجتماعاتی که بر این اساس برگزار می کنید نمی توانید به آن جامعه آرزومند خود برسید.چرا که این را باید باور کنید که بانوان ایران به بلوغ فکری کافی رسیده اند و به دنبال مطالبه حقوق اولیه خود هستند که حجاب از این دسته است.
حجاب مشکل کنونی کشور ما نیست منشا مشکلات کشور را در جایی دیگر بجویید.

فریماه