۵ بهمن ۱۳۸۹

یکی از مظاهر مبارزات تجدد خواهانه و میهن پرستانه زنان ایران


یکی از مظاهر مبارزات تجدد خواهانه و میهن پرستانه زنان ایران

برای نشان دادن فعالیت های پر ارزش و شخصیت ارجمند بانوانی که تقریبا در نیم قرن پیش در ایران ، بخاطر بیداری و اعتلای نهضت بانوان ،بذل همت داشتند ،سزاوار است من باب نمونه ، درباره روانشاد بانو زنددخت که از زنان تجدد خواه و شاعر بوده به اجمال مطالبی در اینجا آورده شود:
روانشاد بانو زند دخت از سال 1306 تا انتشار مجله ((دختران ایران)) در سال 1311،مقالات و اشعار خود را در مطبوعا ت آنزمان ،از جمله در روزنامه های حبل المتین (چاپ هندوستان) و روزنامه عصر آزادی (شیراز) و شفق سرخ (تهران) در زمینه تساوی حقوق زن و مرد و آزادی زنان و کشف حجاب و وطن پرستی منتشر می کرد.  فعالیت های اجتماعی این بانوی عالیقدر و ترقیخواه به نوعی بوده که انسان را بیاد برنامه های مبارزاتی میهنی گاندی در هندوستان می اندازد و از نظر تقدس و پاکی نیز ژاندارک دوشیزه ارلئان را بخاطر می آورد.
روانشاد بانو زند دخت ، در بدو فعالیتهای اجتماعی خود ، شروع به متشکل ساختن زنان روشنفکر آن زمان نمود و با تشکیل جمعیت زنان در شیراز یزرگترین گام را در جهت بیداری زنان و هدایت فعالیتهای آنان برداشت . برنامه های مبارزاتی وی عبارت بود از :
1-  ترویج شعار تساوی حقوق زن و مرد در بین قاطبه بانوان
2-  بمبارزه کشاندن هر چه بیشتر زنان برای کشف حجاب .
3- تشویق همه زنان و مردان وطنخواه به خودداری از پوشیدن پارچه های خارجی و استفاده از پارچه های ایرانی
4-  تشویق صنعتگران ایرانی و کارهای دستی
5-  مبارزه با خرافات .
6-  ترویج علم و فرهنگ و ورزش در میان بانوان
7-   کشاندن هر چه بیشتر ایشان به فعالیتهای اجتماعی و کوشش در راه اعتلای نهضت بانوان .
روانشاد بانو زند دخت از خرداد 1311 به بعد به چاپ و انتشار مجله دختران ایران ،ابتدا در شیراز و سپس در تهران اقدام ورزید.
این بانوی عالیقدر اولین و بلکه تنها زنی بود که در آن زمان با چادر ،در جشنی که در مدرسه متوسطه ((شعاعیه شیراز))برپا شده بود ،پشت تریبون قرار گرفت و اشعار مهیجی را که در موضوع وطنپرستی سروده بود ، قبل از اجرای پیسی که آن شب در محل مدرسه اجرا شد قرائت کرد.
روانشاد بانو زند دخت ،همواره در مدرسه و هر محفلی و مجلسی با عشق و علاقه خاصی در راه مقدسی که در پیش گرفته بود جانانه فعالیت می کرد.
وی در مدرسه به تدریس اشتغال داشت ،برای اولین بار در شیراز دختران را به ورزش دسته جمعی واداشت ولی متاسفانه این اقدام بهانه ای بدست بعض کهنه پرستان داد تا جائی که او را مورد تکفیر قرار دادند.
آنان با هماهنگ ساختن بسیاری از مردم عامی با خود ،علیه این زن ترقیخواه شوریدند و بطور دستجمعی به اداره معارف (فرهنگ فارس) رفتند و برکناری او را از کار تعلیم و تربیت خواستار شدند ولی شادروان زند دخت از پیکار مقدسی که در پیش گرفته بود باز نماند و از پای ننشست .
بانو زند دخت ، پس از یک عمر فعالیت های ارجمند در راه آزادی زنان در سال 1331 از جهان رخت بر بست. آنچه این بانو پس از خود به جا گذاشت ،بسیاری از مطالب ادبی به صورت نظم و نثر و اشعری اجتماعی بود. که همه در تهییج زنان در راه احقاق حقوقشان می باشد.
بخشی از اشعار این بانو
ای بانوان با خرد ، این زندگی نیست
این زندگی غیر از اصول بندگی نیست
دفع فساد و ظلم با افسد نشاید
کی جهل ، رفع جهل و نادانی نماید
ای توده ! دیگر اطلس دیبا نپوشید
اندر ترقی وطن ، از جان بکوشید
من آرزومندم ، فداکاری نمایم
این ناله ها را ، از ته دل می سرایم

 فریماه

۲۴ دی ۱۳۸۹

وقتی ما به انسان بودن گفتیم نه..!



جستجوی جواب این پرسش (وقتی ما به انسان بودن گفتیم نه ) را فقط نباید در پشت در زندانها و بازداشت گاه ها و دادگاه ها جستجو کرد.
هر انسانی در طول زندگی خود به نحوی این کلمه (نه) را در مقابل این سئوال حک کرده است.برای اینکه راحت به جواب برسید یک نمودار از انسان خوب ترسیم کنید. و به یاد بیاورید که چند بار خصوصیات داخل نمودار را زیر پا له کرده اید..
من روزی را که به مادرم پرخاش کردم به گزینه احترام به والدین در نمودارم نه گفتم. در این بین ، هم فرد می تواند به خود نه بگوید هم جامعه می تواند با مشخص کردن گزینه هایی راه را برای نه گفتن هموار سازد.
خطاب به مردسالاران : زورگویی و نعره کشی را هر کسی در بیابان می آموزد. آیا انسان بودن به آرامش داشتن و احترام گذاشتن به طرف مقابل نیست؟
گفتم مردسالار ، چون امروز صحنه ای را دیدم و متحیر ماندم.پسری مادرش را در ملا عام به خاطر بی توجهی، در عبور ازخیابان به باد کتک گرفت...آیا همین مادر رنجور،وقتی تو پاهایت توانایی راه رفتن نداشت سرزنشت کرد؟
زندگی خیلی کوتاه است .کوتاه تر از آنچه که ما تصور می کنیم. وقت طلاست : آی آدمها ، آن وقتی را که تو برای دیدن اعدام یک انسان صرف می کنی ، می توانی مفید تر بگذرانی.
سخن گفتن زیباست : آن کلام بیهوده را که برای جلب توجه اطرافیان در دهان می چرخانی اگر همان کلام را در برابر یک زورگویی و بی عدالتی بکار ببری باعث افتخار میشوی.
اعمال زیبا به یاد می مانند : اگر ترمز ماشینت را جلوی پای افراد رنجور و پیر ،بگیری ،خیلی با شخصیت تر از زمانیست که برعکسش اتفاق بیافتد.
به سخره گرفتن زشت است : به جای اینکه به عیب و نقص دیگران بخندید عیب های خود را جستجو کنید.
 کارهای روزمره خود را مروری کنید و منفی های درونتان را پاک کنید و به انسان بودن لبخند بزنید. واقعا کار ساده ایست.
امتحان کنید. 


فریماه

۱۶ دی ۱۳۸۹

زنان آزادی خواه ایران و 17 دی


 به مناسبت 17 دی ماه ،نگاهی به چگونگیه فعالیت زنان و کشف حجاب در آن زمان می اندازیم.

تشکیل کانون بانوان و کشف حجاب

جمعیت های آزادیخواه زنان در این اوقات در سراسر کشور بمنظور ایجاد تحولی در دوران حیات نوین خود فعالیت میکردند. از فعال ترین این جمعیت ها کانون بانوان بود.
این کانون را روانشاد صدیقه دولت آبادی برای نخستین بار تاسیس کرد، در اینوقت در راس تمام جمعیت های زنان آزادیخواه ، صدیقه دولت آبادی فعالیت میکرد ، مقارن این زمان ، زنان ایران برای کشف حجاب تقاضای آزادی می نمودند. زنان شهرهای رشت ، تهران ، تبریز ، و شیراز در انجام این مقصود پیش قدم بودند.
نهضت آزادیخواهی زنان برای رهائی از قید اسارت و محدودیت های خفقان آور همچنان با مقاومت شدید و شکننده مخالفان مواجه بود و کمتر کسی امیدی به پیروزی و تحقق آمال زنان ترقیخواه داشت.
سر انجام فعالیت های پیکر نهضت زنان ایران در راه آزادی از قید اسارت سیاه قرون ، به یک مرحله از پیروزی تاریخی خود رسید و رضا شاه پس از بازگشت از مسافرت ترکیه به ایران در 17 دی 1314 فرمان کشف حجاب از زنان را صادر کرد. و به مرحله اجرا گذارد و بدین ترتیب سد مانع شرکت زنان در فعالیتهای اجتماعی با مردان شکست و زنان توانستند در بسیاری از مشاغل و فعالیتهای عمومی با مردان همکاری کنند.
پس از کشف حجاب که مقدمه آزادی فعالیتهای اجتماعی زنان محسوب میشود، یک دوره جدید در تاریخ رستاخیز حیات زنان ایران گشوده شد. در این مرحله فعالیتهای حاد اجتماعی زنان که تا اندازه ای اقناع شده بود ، بحال عادی بازگشت و نتایج تازه دیگری با خود ببار نیاورد.
در آن زمان و سالهایی هم پس از آن ، هنوز زود بود که آرزوهای تازه زنان که موضوع داشتن حقوق مساوی با مردان باشد بر آورده شود. چه موانع بسیاری از قبیل عدم رشد اجتماعی زنان و نیز مردان و فقدان امکانات اقتصادی در سازمان سیاسی کشور و مساعد نبودن روح زمان ، از لحاظ شرایط ملی و بین المللی در راه پیشرفت این مقصود وجود داشت.
اما زنان ایران در کارهای اجتماعی تا حدود قابل ملاحظه ای پیش رفتند . درهای دانشگاه را بروی خود گشودند ،موسسات اجتماعی و اداری را به همکاری با خود واداشتند و در زمینه های دیگر نیز پیروزی هایی بدست آوردند . با اینحال هنوز راه دراز و نا همواری را تا رسیدن به مقصود نهایی در پیش داشتند.

 فریماه